نویسنده :
لیلا - ساعت ۳:٤٩ ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۳٠
۱.عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت همراه باشد !
۲. قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد اما راه به جایی نخواهد برد !
۳. شکست ، یا می شکند یا شکسته می شود ؛ بستگی به شما دارد !
۴.عادت بد اول مسافر است ؛ دوم مهمان و دست آخر، صاحبخانه !
۵. آینده را در گذشته طرح ریزی نکن !
۶. شما زندگی نمی کنید تا آن را به پایان برسانید ، بلکه منظور این است که بدانید چرا زندگی می کنید ؟!
نویسنده :
لیلا - ساعت ٥:٠۱ ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢۱
خیلی کثیفه .... خیلی خیلی کثیفه......آخه یه بار، دو بار، سه بار..نه صد
بار غلط که.....خب معلومه کثیف می شه . هر پاک کن دیگه ای هم باشه
، نمی تونه صد بار یه غلط و پاک کنه . اگر هم پاک کنه ، بعد صد بار
حتما دفترت پاره می شه ، نمی شه ؟! باور کن که می شه!
ببین...این دفتر، دفتر مهمیه ، چه قدر غلط نوشتی ؟ تا حالا
این رو از خودت سوال کرده بودی ؟ همه اشتباهات توش
باقی می مونه . پاک هم که بکنی ،جاش می مونه. خیلی وقت ها
هم متوجه نمی شی چقدر غلط نوشتی ! گاهی هم روی غلطت یه
خط قرمز خیلی بدجنس می کشیکه روی اعصابت راه می ره .
به این می گن : " تجربه...!" همون خط قرمز های بدجنس ومیگم
..... اما اگه غلط نوشتی ، اگه پاک کنت دیگه کار نکرد ..اون وقت
می خوای چیکار کنی؟
من که می گم بعد از هر اشتباه ، شاد از این که اشتباهت رو خودت
فهمیدی ، فقط یه نقطه بگذار و بیا سر خط. یعنی فقط از اول
شروع کن. پاک و ساده.....
نویسنده :
لیلا - ساعت ۱:٤٧ ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢۱
وقتی که برف می بارد، این پسره گربه خاکی اش را پشت در می گذارد
تا از سرما بلرزدو دمش سیخ بشود
وقتی دوچرخه ای از کوچه می گذرد، این پسره میخ جلوی لاستیک هایش
می ریزد و می رود آدامس بادکنکی می خرد
وقتی که خاله پیرزن از میوه فروشی بیرون می آید،این پسره بهش تنه
می زند و کبوتر های توی آسمان را نگاه می کند.
وقتی که سماور روشن است این پسره شیر سماور را باز می کند و
می رود گز می خورد.....شب که وقت خواب می شود این پسره می خوابد
و توی خواب هی غلت می زند، هی غلت می زند، چون گربه سرما زده
به صورتش چنگ می زند ،دوچرخه روی صورتش راه می رود و خاله
پیرزن با عصا دنبالش می دود و....و شیر سماور توی رختخوابش آب می ریزد!
پس سعی کن همیشه عاشق باشی چون مطمئن باش اولین کسی که
ضرر می بینه خودتی